تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى
273
تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )
اعراض به واسطهء رياضات باطله ، مثل رياضات درويشهاى هند باشد و چون اعراض آنها دستور شيطانى است ، صداهاى جن و شيطان را شنيده و آنها را مىبينند ، و لكن كسى كه براى او با مقدسات اعراض از اين عالم حاصل شده ؛ چون اعراض وى از جهت نورانيت و روى ميزان شرع بوده ؛ لذا ملائكه و وجودات نوريه را ملاقات مىنمايد . و بر صدق اين مدعى آثار و شواهدى است ؛ چنان كه خود حاج شيخ عباس قمى « 1 » بالاى منبر ، قضيهء صداى شترى را كه بر او داغ مىنهند ، مىگفت . حال به عنوان نقض گفته نشود : اگر حقايق عقليه هستند ، بايد عقل آنها را درك نمايد ؛ چون با آنها سنخيت دارد و حال آنكه ما از موجودات عالم عقل بىاطلاع و بىخبريم . چون جواب آن اين است : ما هنوز به مرتبهء عقلانيت نرسيده و نوعاً در مرتبهء خيال هستيم ، بلى در مرتبهء خيال ، ما خيلى از حيوانات بالاتر هستيم ، و لكن صرف برترى از مرتبهاى موجب فائق شدن به مرتبهء ديگرى نمىشود . مثلًا گرچه احساس كرم مانند احساس مور نيست و هكذا احساس الاغ مثل احساس ميمون نيست ، الّا اينكه اين معنى باعث نمىشود كه ميمون از حيوانات نباشد و فرضاً از حيوانيت بالاتر باشد . پس چون عقل ما طبق ميزان اصل ذاتش ، به مرتبهء تجرد نرسيده است ، آنچه از كليات و
--> ( 1 ) - آيت اللّه حاج شيخ عباس قمى ، محدث ، مورخ و رجالى بزرگ شيعه در قرن چهاردهم به شمار مىرود . وى در سال 1290 يا 1294 در قم زاده شد و پس از كسب علوم دينى از محضر آيت اللّه ميرزا محمد ارباب قمى در سال 1316 ق . به نجف رفت و ملازم خدمت محدّث نورى صاحب مستدرك الوسائل شد و استفادههاى بسيارى نمود و در عين حال مساعدتهاى فراوان در بعضى از تأليفات استادش به كار برد و پس از وفات استادش به ايران بازگشت و مدتى در قم و مشهد ماند و تأليفاتش را به پايان برد و سپس به نجف بازگشت ، تا در 23 ذيحجهء 1359 ق . بدرود حيات گفت و در نزد استادش در صحن علوى عليه السلام مدفون شد . از آثار اوست : مفاتيح الجنان ، سفينة البحار ، منتهى الآمال ، تتمة المنتهى ، هدية الاحباب ، تحفة الاحباب ، فوائد الرضويه ، نفس المهموم ، هدية الزائر ، فيض العلام ، كحل البصر ، بيت الاحزان ، منازل الآخره ، الكنى و الالقاب ، الدرّ النظيم ، فيض العلّام ، مقامات عليّه ، فصول عليّه ، علم اليقين و چندين كتاب ديگر كه همه به چاپ رسيده است .